اشعار نصیر رضایی نژاد

 
خستگی
بعد از سالها خستگی ...... خسته ام از آفتاب بعد از ظهر از تمام لحظه های تکراری از تو وقتی که تلخ می خندی از تو وقتی که دوستم میداری خسته ام از این که دلتنگی مثل روز های شروع پاییزی خسته از اشک های پی در پی که تو وقت وداع می ریزی به سرم میزند که کوچ کنم شده ام مثل ایل سرگردان در فرود گاه گم شده ام با بلیطی به مقصد لبنان من به آیینه ای که بر عکس است مشت کوبیدم و ترک خوردم من به پاس تمام سادگی ام بار ها از خودم کلک خوردم من در این منجلاب تنهایی کرم بد بوی برگرفته از وبلاگ ربکا 13 ( اشعار نصیر رضایی نژاد )
خاکستر خاموش
سلام به همه دوستان بعد از دوسال با دو تا کار برگشتم به وبلاگم . سواد كه ندارم از رد خون جلو خانه ات فهميدم حاجي شده اي تقبل الله . يك استكان چايي و يك تنگ ماهي يك منقل خاموش و يك قليان شاهي پك زد به قليان و كمي چاي معطر نوشيد و در يك دفتر صد برگ كاهي ده برگ را خط زد كه بنويسد خودش را يك سرنوشت گم شده يك عشق واهي انگار گم باشی میان خواب و خلسه برگردی از اول از آنجا که دوراهی آغاز می شد با تقلای نرفتن گردن بگیری هرچه نفرین و تباهی یک ریسمان و حلقه ی یک دار و برگرفته از وبلاگ ربکا 13 ( اشعار نصیر رضایی نژاد )
نوروز
سلام میکنم به همه دوستان. بهانه ای بهتر از نوروز برای به روز شدن پیدا نکردم. امید وارم سال بسیار خوبی رو شروع کرده باشید و تا آخرش در شادی ها به روتون باز باشه. نوروز شد و کهنگی سالم رفت آن تلخی قهوه از ته فالم رفت نارنج دلم بهار کرد و امسال پاییز غم انگیز از احوالم رفت. و این کار رو تقدیم می کنم به دوستانی که هرچند ازشون دورم ولی باگرمای محبتشون خودم رو گرم نگه می دارم . تقدیم به : سیروس نوذری – روح الله کرهانی – کیوان براهنگ – عدالت زارعیان – احسان رضایی برگرفته از وبلاگ ربکا 13 ( اشعار نصیر رضایی نژاد )
1234